ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

199

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) آغاز بيمارى رسول خدا كه در آن وفات يافت يعقوب بن ابراهيم بن سعد زهرى از پدرش ، از صالح بن كيسان ، از ابن شهاب نقل مىكند كه مىگفته است عايشه مىگفت * بيمارى منجر به مرگ رسول خدا ( ص ) در خانهء همسرش ميمونه آغاز شد و اتّفاق را همان روز به خانهء من نيز آمد و من گفتم : اى واى سرم . فرمود : دوست مىداشتم كه مرگ تو در زندگى من صورت مىگرفت و خودم بر تو نماز مىگزاردم و در خاكت مىسپردم . و من به غيرت افتاده گفتم : پيداست كه دوست مىدارى ، و مىبينم كه همان روز با يكى از زنان عروسى خواهى كرد . گويد ، پيامبر ( ص ) فرمود : من هم سرم درد مىكند . و به خانهء ميمونه بازگرديد و بيمارى آن حضرت سخت شد . فضل بن دكين از محمد بن مسلم ، از ابراهيم بن مسيره نقل مىكند كه مىگفته است * رسول خدا ( ص ) به خانهء عايشه آمد . عايشه گفت : اى واى سرم . پيامبر ( ص ) فرمود : من هم سخت سر درد دارم . و اين آغاز بيماريى بود كه از آن رحلت فرمود . و پيامبر ( ص ) هيچ گاه از درد شكايت نمىكرد . محمد بن عمر [ واقدى ] از ابو معشر ، از محمد بن قيس ، و همچنين محمد بن عمر [ واقدى ] از عبد اللّه بن محمد بن عمر بن على ، از پدرش ، از جدش نقل مىكند كه مىگفته است * بيمارى پيامبر ( ص ) روز چهارشنبه آغاز شد و فاصلهء بيمارى آن حضرت تا هنگام وفات سيزده روز بود . سختى بيمارى بر رسول خدا ( ص ) فضل بن دكين از شيبان بن عبد الرحمن ، و مسلم بن ابراهيم ، از ابان بن يزيد عطّار ، و جملگى از يحيى بن ابو كثير ، از ابو قلابة ، از عبد الرحمن بن شيبه ، از عايشه امّ المؤمنين نقل مىكنند كه * پيامبر ( ص ) را دردى گرفت كه به شكايت افتاد و در بستر خود از اين پهلو به آن پهلو مىگشت . عايشه پيامبر ( ص ) را گفت : اى رسول خدا ، اگر از ما يكى چنين بى آرامى كند بر او خشم مىگيرى . پيامبر ( ص ) فرمود : بر مؤمنان درد سخت‌تر است و فضل بن دكين گويد ، بر صالحان و مسلم بن ابراهيم گويد ، بر مؤمنان . و مسلم بن ابراهيم گويد ، و بر مؤمن اگر خارى